تبليغاتX
به رنگ مهتاب
 

 

|+| نوشته شده توسط لاله در شنبه دهم مرداد 1388  |
 

|+| نوشته شده توسط لاله در شنبه دهم مرداد 1388  |
 کشاورزوخرس
کشاورز و خرش

 
کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .

مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد
|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 شاد زیستن
 

 

.اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلب ها معمولا با کلماتی که نا

گفته می مانند می شکنند. 2.میان انسان وشرافت رشته باریکی وجود دارد واسم ان قول است.

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند.

مهربانی را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از مهربانی نيست.

ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است.

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند .

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.

يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست و فراموش کردنشان غير ممکن است .

شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد بر ديگران پيروز شويد.

اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد.

عشق در لحظه اي پديد مي آيد ، دوست داشتن در درازای زمان ، اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است.

عشق، افسر زندگي و سعادت جاوداني است.

عشق نور است که هرچه در مسيرش قرار بگيرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن مي سازد.

عشق همانند مغناطيسي است که ما را به مبدا خود جذب مي کند.

آنان که از خود عشق ساطع مي کنند با عشق زندگي مي کنند و با عشق نيز نفس مي کشند ، ديگران را به سمت خود مي کشانند.

عاشق هر که هستيد ، با وفاداري به او عشق بورزيد.

تنها با عشق ميان دلهاي شماست که عشق ميان شما عمق و استحکام واقعي خود را نشان خواهد داد.

عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است.

عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند.


|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 چگونه مطالعه ای مفید داشته باشیم
مطلب به سرعت و دقت خوانده شود و از درنگ کردن بر سر مسائل جزئی پرهیز شود

۶-یادداشت برداری باعث انتظام ذهن و تمرکز حواس می شود

۷-از نشستن به حالت لمیده پرهیز شود که درست نشستن ،درست نفس کشیدن و تابیدن نور مناسب از ملزومات است

۸-به استراحت بین زمانهای مطالعه توجه خواص داشته باشید

۹-برای اینکه مطالب ریز تر فراموش نشود نباید انها را یکجا یاد گرفت

۱۰-مغز تمایل شدید به انجام هرچه سریع تر کارها دارد.اگر زمان و مقدار مطالعه نا مشخص باشد در مطالعه نقصان ایجاد میگردد

۱۱-اهمیت مرور بلافاصله و مرور یک روز بعد از آن بسیار زیاد است

۱۲-خواب به بهبود حافظه ی بلند مدت کمک میکند.بنابرین در هنگام امتحانات  مدت زمان خواب خود را بسیار کم نکنید.بین ۶ تا ۸ ساعت مناسب است.این بازه را در تمام مدت مطالعه ی کنکور حفظ کنید

۱۳-توجه نمایید که هر کس نمره ی بهتری می گیرد با هوش تر نیست.بلکه از وقت و نیروی  خود به خوبی استفاده  کرده و روش صحیح مطالعه را می داند

۱۴-اساس خواندن فعال سوال گذاری است.خواننده ی فعال در حین خواندن دائما سوال میکند.

۱۵-اگر میخی بیشتر در چوب فرو رود دیر تر کنده میشود.اگر مطالب به خوبی فهمیده شود در حافظه ی بلند مدت به درستی ثبت گردند دیر تر فراموش میشود

۱۶-اگر به مطلبی علاقه مند باشید ،به خاطر سپاری آن راحت تر است لذا دروس را با علاقه بخوانید و مثلا نگویید من از آن درس بدم می آید

۱۷-قبل از رفتن سر کلاس مطالعه اولیه انجام دهید و بعد از کلاس مرور درس های تدریس شده را فراموش نکنید

۱۸-نکات مبهم درسی را به صورت کلیدی بنویسید

۱۹-وقتی میخواهید کتابی را بخوانید آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و زمان مطالعه را مشخص کنید،هر چقدر مطلب به بخشهای کوچکتری تقسیم شود یادگیری آن راحت است.

۲۰-تجسم سنگ بنای حافظه است،سعی کنید آنچه را میخوانید در ذهن خود مجسم کنید

۲۱-سعی کنید بین نکات ارتباط بر قرار کنید،مطالب مرتبط بهتر در ذهن می ماند

۲۲-درس خواندن موثر خط کشیدن زیر خطوط کتاب نیست،مطالعه صحیح شامل خواندن،نوشتن،تکرار و مرور است

۲۳-خواندن و بازگو کردن مطالب خیلی بهتر از خواندن صرف است

۲۴-بعد از بعد از گذشت ۲۴ ساعت از مطالعه ،در حدود ۵۰ ٪ مطالب فراموش می شود ،با مرور صحیح از این فراموشی جلوگیری کنید

۲۵-از درس خواندن در حالت های مختلف اجتناب کنید.تا حد ممکن خود را به مطالعه پشت میز عادت دهید و از خوابیدن و درس خواندن پرهیز کنید

۲۶-به سلامتی و تغذیه ی خود بسیار اهمیت دهید

۲۷-سعی کنید تا حد ممکن در یک مکان (یا حد اکثر برای تنوع در دو محل،نه بیشتر)مطالعه کنید و از مطالعه در پارک ها و مکانهای شلوغ بپرهیزید

۲۸-قبل از شروع مطالعه و بعد از آن کمی استراحت کنید

۲۹-اگر متنی را در زمانی که مشخص کردید خواندید خود را تشویق کنید

۳۰-با علاقه و اشتیاق برای رسیدن به هدفتان درس بخوانید نه از روی اجبار

۳۱-سعی کنید شب هنگام خوابیدن آنچه را خوانده اید مرور کنید

۳۲-خود را به مطالعه ی روزانه و منظم عادت دهید

۳۳-موضوعات مشابه مثل زبان عربی و انگلیسی را پشت سر هم مطالعه نکنید

۳۴-بلا فاصله بعد از غذا خوردن شروع به مطالعه نکنید.کمی استراحت کنید

۳۵-در ابتدای ساعات مطالعه درسهایی را بخوانید که به آنها علاقه دارید

۳۶-تا درسی را یاد نگرفته اید سراغ درس دیگری نروید

۳۷-در ابتدای سال اگر مسائل را تحلیلی و در زمانی زیاد تری حل کنید و به آنها فکر کنید برای فهم مطلب مفید است ولی این کار را تا انتها ادامه ندهید.بعد از مدتی به فکر افزایش سرعت خود باشید

۳۸-بیشتر با ذهن مطالعه کنید نه با چشم

۳۹-خلاصه هایی را که برمیدارید(که توصیه میکنم از ابتدای سال این کار راانجام دهید و آن را جدی بگیرید)با زبان خودتان بنویسید.یادتان باشد خلاصه برداری میکنید نه تکلیف شب

۴۰-به محض نشستن پشت کتاب درسی این دست و آن دست نکنید.با تمرکز شروع کنید

۴۱-ساعات اولیه ی صبح را برای درس خواندن از دست ندهید

۴۲-اراده ی شما برای کسب موفقیت از هر عاملی مهمتر است

۴۳-تنوع آموزشی بهتر از تراکم آموزشی است

۴۴-یک علت مهم فراموشی حفظ کردن مطالب به صورت پشت سر هم است

۴۵-وقتی که صرف نوشتن نکات کلیدی میکنید هدر دادن وقت نیست بلکه استفاده ی مفید از وقت است

۴۶-بهترین زمان یادداشت برداری بلا فاصله بعد از فهمیدن یک نکته است

۴۷-فاصله ی مفید برای مطالعه ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتری کتاب است

۴۸-با دید مثبت به دروس نگاه کنید تا از خواندن آنها لذت ببرید

۴۹-تنفس صحیح را فراموش نکنید،چرا که به افزایش کارایی ذهن شما کمک میکند

۵۰-به حافظه ی خود اعتماد کنید،این کار باعث میشود مطالب را بهتر به خاطر بسپارید

۵۱-بری موفقیت از تلقین مثبت استفاده کنید که معجزه می کند و از جملات مایوس کننده به شدت بپرهیزید که به شدت مخرب است

۵۲-تا اندازه ای مطالعه کنید که حس نکنید ادامه ی مطالعه بی فایده است

۵۳-سیستم ذهنی خود را طوری تنظیم کنید که با یک بار مطالعه مطلب را یاد بگیرید

۵۴-در تقویت روحیه ی خود بکوشید  چون مطالعه تا حدود زیادی یک فرایند روانی است

۵۵-سعی کنید مطالبی را که می آموزید با مطالبی که قبلا یاد گرفته اید ارتباط دهید

۵۶-چند روز مانده به امتحان را فقط از نکات کلیدی و خلاصه هایی که در طول سال برداشته اید استفاده کنید و از خواندن مطالب جدید به شدت بپرهیزید

۵۷-یاد خدا را فراموش نکنید که اعتماد به نفس وصف نشدنی و خارق العاده ای به شما میدهد و بازده شما را بسیار زیاد میکند

|+| نوشته شده توسط لاله در یکشنبه بیستم بهمن 1387  |
 اضطراب و افزایش ریزش مو

اضطراب و نگرانى از شایع ترین علل ریزش مو در زنان و مردان است.
دکتر «فائزه کشکولى» متخصص پوست، مو و زیبایى اظهار داشت : ریزش موى ناشى از اضطراب تنها مختص جوانان و بالغین نیست بلکه در کودکانى که به هر دلیل از جمله ترس از مدرسه، امتحان و ... دچار نگرانى مى شوند نیز به طور مقطعى مشاهده مى شود.
این متخصص پوست و مو داشتن ذهن آرام و روحیه شاد را جزو مؤثرترین تکنیکهاى غلبه بر ریزش مو خواند و ادامه داد : اگر ریزش مو ناشى از کمبود مواد مغذى و یا اختلالات هورمونى خاص نباشد به سادگى مى توان بر آن غلبه کرد.
وى ماساژ پوست نیمه خشک سر با حوله را در تقویت پوست سر و فولیکولهاى سازنده مو بسیار کاربردى دانست و گفت: این تکنیک نوعى ورزش پوست مو بوده و به بهبود جریان یافتن خون در پوست مو کمک مى کند.
دکتر کشکولى همچنین خاطر نشان کرد : اکثر افراد در یک دوره مهم زندگى خود، ریزش مو را تجربه مى کنند و این امر کاملاً طبیعى و ناشى از استرس دوره اى است. اما ادامه یافتن ریزش مو، حتى پس از گذر از آن دوران خاص، طبیعى محسوب نشده و نیاز به بررسى هاى بیشتر توسط پزشک متخصص دارد.
وى در نهایت، تفکر بیش از حد را نیز یکى از علل شایع ریزش مو عنوان کرده و تصریح کرد: فکر کردن به مدت طولانى باعث انقباض رگهاى خونى شده و در نتیجه خون به پوست سر نمى رسد؛ به همین جهت به افرادى که به اقتضاى شغل یا موقعیت خانوادگى و اجتماعى مجبور به انجام کارهاى ذهنى هستند توصیه مى شود حتماً از روشهاى آرام سازى بدن مثل تجسم ذهنى مثبت و مدیتیشن استفاده کنند.

|+| نوشته شده توسط لاله در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387  |
 طبیعت زیبای شاهرود

 

 

 

|+| نوشته شده توسط لاله در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387  |
 

وبلاگ كليد اولkey1one.wordpress.com

 








|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387  |
 چگونه سر کار جدی تلقی شویم؟؟؟


1.  بله قربان گو نباشید

افراد بادمجان دور قاب چین و بله قربان گو خیلی زود چهره ی واقعیشان هویدا میشود. آنچه از بله قربان گویی نصیب شما می شود، کوتاه مدت، ناپایدار و توخالی است. اگر با چیزی مخالفت دارید، باید افکار و دیدگاه هایتان را بدون ترس از چیزی ابراز کنید. اما به خاطر داشته باشید، استدلالات خود را سنجیده و منطقی بیان کنید و همیشه به عقاید و دیدگاه های دیگران احترام بگذارید.


2.  خوب صحبت کنید

بله، بعضی رئیس ها دستشان رو شده است، اما هنوز مورد احترام هستند. این به خاطر این است که شخصیتی منحصر به فرد دارند و می توانند از زیر آن شانه خالی کنند—فکر نکنید شما هم می توانید! برای صحبت کردن همیشه از زبانی مودبانه استفاده کنید. بدون هیچگونه از این شاخه به آن شاخه پریدن صحبتتان را رک و راست بزنید.


اما توجه داشته باشید که نباید به هیچ وجه وسط صحبت دیگران بپرید و نیازی نیست که همهی  افکارتان را بر زبان بیاورید. به جای این به حرف ها و عقاید دیگران گوش کنید و نظریات آنها را در نظر گیرید. لازم نیست سریعاً به پاسخ های دیگران جواب بدهید، قبل از حرف زدن حتماً تک تک کلماتتان را بررسی کنید و بعد به زبان آورید.


3.  وقت شناس باشید

اگر همیشه همه را منتظر خود نگاه دارید، کم کم احترامتان را از دست خواهید داد. از این گذشته چطور وقتی حتی نمی توانند به سر قرار آمدن شما اطمینان کنند، برای پروژه های بزرگ رویتان حساب کنند؟ با احترام گذاشتن به برنامه ها و وقت دیگران باعث خواهید شد که آنها نیز به شما احترام بگذارند.

4.  تکالیفتان را انجام دهید

ندانستن یکی از غیر قابل قبول ترین کلمات در دنیای حرفه ای است. اگر ندانید درمورد چه چیزی صحبت میکنید، مطمئناً جدی گرفته نمی شوید. اگر می خواهید روی ایده ها و نظراتتان حساب کنند، باید سعی کنید از همه بااطلاع تر باشید. هیچگاه دست از یاددگیری برندارید و در این زمینه از همه سبقت بگیرید.

برای سخنرانی هایتان خودتان را از قبل آماده کنید و قبل از اینکه عقیده و ایده ای از خود بروز دهید، حتماً درمورد آن اطلاعات جامع کسب کنید.


5.  سفیری لایق باشید

اگر از طرف شرکت جایی فرستاده می شوید، در واقع سفیر شرکت شده اید. کدام سفیر اطلاعات محرمانه ی کشورش را برای کشور جدید بازگو می کند؟ اگر می خواهید شرکتتان همیشه بهترین به نظر برسد، شما هم باید بهترین به نظر برسید. درمورد کارفرمای خود با تحسین و غرور صحبت کنید.


6.  نتیجه نشان دهید

سخنگویان بزرگ در اول سخنرانی تاثیر می گذارند، اما این تاثیر مثبت را فقط تازمانی می توانند نگاه دارند که سخنرانیشان نیز جالب توجه باشد.اگر به توانایی هایتان ایمان دارید، پس نترسید و روی آنها کار کنید. گفته های خود را با عمل همراه کنید. هرچه می توانید کمتر قول دهید و سعی کنید بیشتر عمل کنید. افرادی که بالاتر از گفته هایشان عمل می کنند همیشه مورد احترام و تحسین هستند.


7.  لاف نزنید

ممکن است کارهای زیادی انجام داده باشید، اما از خود تعریف نکنید. بگذارید سایرین ارزشهای شما را کشف کرده و تحسینتان کنند. اگر بواهید از خود و دستاوردهایتان تعریف کنید، فقط دشمنی سایرین را به خود جلب خواهید کرد.


8.  خونسردی خود را حفظ کنید

رهبران بزرگ افرادی هستند که در زمان های استرس و فشار زیاد، قادرند خونسردی خود را حفظ کنند. در این مواقع باید عزمتان را جزم کنید و به دنبال راه حل باشید. هر اتفاقی هم که بیفتد نباید عصبانی شده و کنترلتان را از دست بدهید. فقط خونسردیتان را حفظ کنید تا بتوانید اداره ی امور را در دست داشته باشید.


9.  خوب لباس بپوشید

از آنجا معمولاً افراد تا حد زیادی از روی ظاهر درمورد افراد قضاوت می کنند، کیفیت لباس های شما نقشی اساسی در قضاوت دیگران خواهد داشت. از سیستم لباس پوشیدن شرکتتان اطاعت کرده، اما آن را به بهترین نوع تن کنید. سعی کنید همیشه تمیز و منظم باشید. حتی اگر شرکتتان با پوشیدن شلوارک و سندل مخالفتی نمیکند، اما شما استاندارد بالاتر را انتخاب کنید.


10.  مراقب نوشیدنتان باشید

حتی در مهمانی های شرکت که برای رفاه و سرگرمی کارمندان برگزار می شود، از نوشیدن مشروبات الکلی خود داری کنید.


11.  زندگی خصوصیتان را خصوصی نگاه دارید

شما به شرکت آمده اید که کار کنید نه روانشناسی. اگر بخواهید زندگی خصوصیتان را برای همه افشا کنید، مطمئناً قادر نخواهید بود تصویری جدی از خودتان در ذهن آنها ایجاد کنید. تا می توانید سعی کنید درمورد موضوعات زیر در اداره با کسی گفتگو نکنید:

مذهب
سیاست
مشکلات در روابط
سکس
آخر هفته ی شما با دوستانتان

همچنین اگر با کسی در شرکت زد و خورد دارید، دلیل نمی شود که در این رابطه با همه ی  کارکنان شرکت گفتگو کنید. سعی کنید موضوع را به طور محرمانه با کارفرما یا خود شخص مطرح کنید.


12.  لاس نزنید

تا می توانید سعی کنید از لاس زدن با همکاران خود خودداری کنید. علاقه ای که به نظر شما ممکن است خیلی معصومانه بیاید، از نظر دیگران اینطور نیست و تصویر ذهنی بدی از شما ایجاد خواهد کرد. از نظر دادن درمورد ظاهر همکارانتان هم خودداری کنید، چون ممکن است بعضی افراد خوششان نیاید.


جدی باشید تا جدی گرفته شوید

با نکات این مقاله فهمیدید که چطور نکاتی بسیار ریز می تواند احترام بیشتری برای شما کسب کند. احترام بیشتر هم باعث خواهد شد دیگران شما را جدی تلقی کنند. احترام دیدن، در نتیجه ی احترام گذاشتن به دیگران و جدیت در کار به وجود می آید.  

پس جدی باشید تا دیگران جدیتان بگیرند!

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387  |
 تست عشق و دوستی

يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات ان پاسخ دهيد
سوال اول:
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:
ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟
سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد
(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)
سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد.صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر بويد؟
..................................
جواب ها
جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد.زود و اسان عاشق مي شويد.
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به اساني عاشق نمي شويد.
جواب سوال دوم:
تعدا رزهاي قمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريدو تعداد رزهاي سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90? محبت مي كنيد و 10? انتظار محبت از طرف مقابل داريد.
جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را از حظور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.
جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگر انها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.

جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتور و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.

جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387  |
 
دلم را که از دست می دادم. نه، نه، خودم راکه از دست می دادم، خیال میکردم

تمام دنیا را به دست خواهم آورد و تو مال من خواهی شد. اما چه زود فهمیدم

که دیر شده است و چقدر دیر شده بود.

دیگر نه خودم را داشتم، نه تو را و نه تمام دنیا را.همه چیز را از دست داده بودم،

همه چیز. و چقدر دنبال تمام آن چیزهایی گشتم که گم کرده بودم اما دیگر یادم

نمی آمدچه چیزهایی را گم کرده ام . حالا مات و مبهوت و حیران نمی دانم سر

از کجا دراورده ام و نمی دانم چه چیزی جای منی را که گم گشته ام گرفته است.

بیا و ویران کن وجودم را ، آجرهای سنگی بی احساس را بردار و مرا از نو بساز ،

زیر پایم سیمان بریز تا از جایم تکان نخورم . جای چشمهایم آینه ای بگذار تا من

کور شوم و تمام دنیا خودشان را ببینند. و آونگ ساعتی راپیدا کن و در دلم بگذار

تا لحظه های باقیمانده عمرم را به لحظه های فراموش شده خاطراتم پیوند دهد.

دستها، گوشها و لبانم را... . فقط از پشت آینه ها جایی بگذار برای اشک

 ریختنم تا هیچکس گریه کردنم را نبیند و باز پتک بی اعتناییت را بردار و بر سرم

 بکوب ، بیل و کلنگ ات را بر دار و بشکن مرا .

نمی دانم ! این من نیستم ، بیا و مرا در هم شکن . بیا و ... .

شهرام زلالی

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه یکم بهمن 1387  |
 
 
|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه یکم بهمن 1387  |
 
 

آخرین قصه !

بیا ای بی وفای من

و امشب را فقط امشب

برای خاطر آن لحظه های درد

کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن

که من امشب برای حرمت عشقی

که ویران شد

برایت قصه ها دارم

تو امشب آخرین اشکم بروی گونه می بینی

و امشب آخرین اندوه من مهمان توست

بیا نامهربان

و امشب را کنار بستر تاریک من شب زنده داری کن

چه شبهایی که من تا صبح برایت گریه می کردم

و اندوهم همیشه میهمان گوشه و سقف اتاقم بود

قلم بر روی کاغذ لغزشی دشوار می پیمود

که من در وصف چشمانت

کلامی سهل بنویسم

درون شعر های من

همیشه نام و یادت بود

درون قصه های من

همیشه قهرمان بودی

ولی امشب کنار عکس های پاره ات آخر

تمام شعرهایم را به آتش می سپارم من

درون قصه هایم ، قهرمانهارا

به خون خواهم کشید آخر

و دیگر شعرهایم بوی خون دارد

ببخش ای خاکی خسته

اگر امشب به میل من

کنارم تا سحر بیدار ماندی

برای آخرین شب هم ز چشمت عذر می خواهم

که امشب میزبان

رنج من گشتی

«خداحافظ»

برای آخرین لحظه «خداحافظ ....!؟»

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه یکم بهمن 1387  |
 عکس های عاشقانه زیبا

 

 

|+| نوشته شده توسط لاله در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387  |
 عجیب ترین قوانین جهان

 

عجیب ترین قوانین جهان

1- جویدن آدامس در اماکن عمومی سنگاپور ممنوع است.

2- تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

3- مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

4- در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

5- در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

6- در تایلند همه در سینما مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

7- در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد.

8- در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان ردشدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

9- در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شد، به اعدام محکوم می شد.

10- تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور تصادفی انتخاب کنند.

11- در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

12- اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

13- در 24 ایالت آمریکا ضعف جنسی مجوز اصلی طلاق است.
|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه شانزدهم مهر 1387  |
 راز نفوذ در دلها

چگونه جذاب باشیم ؟

چگونه جذابیت ، گیرایی و ماندگاری در قلب های دیگران داشته باشیم

همه ما علاقه‌منديم يادمان در دلهاي اطرافيان باقي باشد و اين تنها با سلاح خُلق خوش حاصل مي‌شود. هنگامي كه به خاطرات پررنگمان با آشنايان مراجعه مي‌كنيم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترين شخصيت‌ها در ذهن و رحمان مي‌باشند. چنين ماندگاري در قلب‌ها آرزوي همه ماست و اين مهم به دست نمي‌آيد مگر آن كه از رموز آن آگاه باشيم‌.

يكي از مهمترين رازهاي رسيدن به آن جذابيت است و قبل از هر چيز بايد بدانيم كه جذابيت چيزي غير از زيبايي است‌. شخص مي‌تواند صورت زيبايي نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين مي‌تواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد. جذابيت و گيرايي يك ويژگي كاملاً اكتسابي است و به راحتي مي‌توانيم صاحب آن باشيم‌:

 ۱ - ظاهري آراسته داشته باشيد.
تميز و مرتب باشيد، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه شما را جذاب مي‌كند. بعضي از افراد براساس تصوري اشتباه براي جذاب شدن به زحمت زيادي مي‌افتند و خود را به شكل‌هاي عجيب و غريبي درست مي‌كنند. مهمترين مسئله اين است كه مرتب و هماهنگ و در عين حال ساده باشيد. نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ‌، مثبت و تأثيرگذار شما را ضايع مي‌كند. فرزندي كه هميشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهري مرتب مي‌بيند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمي‌فريبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسي شوند كه تأثير منفي او از اثرات مثبتش به مراتب بيشتر باشد. 
     
۲ - بيشتر سكوت كنيد:
غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذاب‌تر شوند، بيشتر شلوغ مي‌كنند و به خطا مي‌روند. سكوت‌، يك تأثير ذهني و رواني بسيار قوي مي‌گذارد. در سكوت‌، فرد پيرامون خود خلاء ايجاد مي‌كند و هر خلايي‌، جذب را سبب مي‌شود. آنها كه بيشتر صحبت مي‌كنند و كمتر مي‌شنوند از جذابيت خود مي‌كاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بيشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمينان‌تر معرفي مي‌كند و اين زمينه‌اي مساعد براي صميميت بيشتر است‌. سكوتي سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صميميت است‌. 
     
 ۳ - نرم و ملايم سخن بگوييد:
هنگامي كه نرم و ملايم صحبت مي‌كنيد افراد را جذب خود مي‌كنيد و به راحتي مي‌توانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد. آدم‌هاي خشن و داد و بيدادي افراد مناسبي براي اطمينان كردن‌، نيستند. 
     
۴ - فرد محترمي باشيد:
بي‌احترامي به خود، به ديگران و بي‌احترامي و بي ادبي در كلام و رفتار همگي از جذابيت شما مي‌كاهد. شما بايد هم در ظاهر آراسته باشيد و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج مي‌زند.
    محترم و مؤدب و باشخصيت باشيد، خواهيد ديد خود به خود جذاب مي‌شويد. 
    
۵ - زياد شوخي نكنيد اما بسيار تبسم كنيد:
شوخي فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي‌كاهد چرا كه شوخي فراوان به تدريج مرزهاي لازم بين افراد را از بين مي‌برد متبسم باشيد كه تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي‌بخشد. در تبسم‌، سنگيني و متانت و جذابيت است‌. 
     
۶ - قاطعيت يعني جذابيت‌:
كساني كه شخصيت قاطعي دارند و هدفها و ارزش‌هاي معيني دارند، بي‌استثنأ مي‌توانند افراد جذابي باشند. زيرا شخصيت‌هايي جذاب و تأثيرگذارند كه بسيار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصي بودن و به آنها رسيدن اعتماد به نفس زيادي به ارمغان مي‌آورد و جذابيت از وجود چنين شخصي موج مي‌زند.

 آسان بود، اين طور نيست‌؟

|+| نوشته شده توسط لاله در دوشنبه پانزدهم مهر 1387  |
 

گل

 

گل

 

|+| نوشته شده توسط لاله در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387  |
 مهمترین مانع پیشرفت انسان
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
 
 ?دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.?

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: ?این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!?
 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
 
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
?تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
 
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
 
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
 
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.?
|+| نوشته شده توسط لاله در یکشنبه پنجم خرداد 1387  |
 عشق

 

عشق يعني ظرفي از بلور..عشق يعني ذره اي از جنس نور...

 

عشق يعني ديده اي بر هم زدن...عشق يعني در هوايش پر زدن...

 

عشق يعني يک تمنا يک نياز...عشق يعني عالمي راز و نياز...

 

عشق يعني آشتي در عمق جان...عشق يعني درد پيدا را نهان...

 

عشق يعني سيب سرخي در قفس...عشق يعني ديدن يک همنفس....

 

عشق يعني گفتگو با يک زبان....عشق يعني زندگي با يک روان...

 

عشق يعني لحظه هاي بي قرار...عشق يعني يک نگاه و يک فرار...


 

|+| نوشته شده توسط لاله در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386  |
 خانه دوست کجاست...
 

من دلم مي خواهد


 


خانه اي داشته باشم پر دوست


 

کنج هر ديوارش


 

دوستهايم بنشينند آرام


 

گل بگو گل بشنو


 

هرکسي مي خواهد


 

وارد خانه پر عشق و صفايم گردد


 

يک سبد بوي گل سرخ


 

به من هديه کند


 

شرط وارد گشتن


 

شست و شوي دلهاست


 

شرط آن داشتن


 

يک دل بي رنگ و رياست


 

بر درش برگ گلي مي کوبم


 

روي آن با قلم سبز بهار


 

مي نويسم اي يار


 

خانه ي ما اينجاست


 

تا که سهراب نپرسد دگر


                                           خانه دوست کجاست؟

                                                       فريدون مشيري

 

|+| نوشته شده توسط لاله در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386  |
 باتوام... با خود تو...
 

 

تاحالا شده عاشق بشي ولي دلت نخواد كه بدونه؟؟
 
 تا حالا شده تموم شب گريه كني بدون اينكه بدوني چرا؟؟؟
 
دلت بخواد تا صبح بيدار بموني ولي بدوني به جايي نمي رسي؟؟؟؟
 
 تا حالا شده رفتنشو تماشا كني ولي دلت نخواد كه بره ؟؟؟؟؟
 
 بعد آروم تو دلت بگي دوست دارم اما نخواي بدونه ؟؟؟؟؟؟ تا حالا شده

 من غريبه اي ديروز *** آشناي امروز***و فراموش شده ي فردا***

پس اشنايي امروز رو مي نگرم*** تا در فراموشي فردا يادم كني***

میدونی گریه چه سخته وقتی که ساده نباشی میدونم که خیلی سخته

مثل ابر ساده نباری تو که جای من نبودی بدونی چه ها کشیدم تو که مال

من نبودی سیل غصه ها رو دیدم زیر بارون نگاهم عشق تو یه جون پناه شد

 نگو قسمتت همین بود که دلم برات فنا شد وقتی از دلت می رفتم خنده کردی

تا نبازی نمیخوام ازم بمونه نه صدائی و نه رازی از رو بام غصه هامون یه روزی

پائین پریدم دل من دنبال چاره اما راهی باز ندیدم نفس های اخرم رو هدیه کردم

به دو چشمات از بدن روحم جدا شد یاد گریه یاد اش

نمي دونم گنجشک ها که شبيه هم هستند چه جوري همديگه رو مي شناسن

 و نمي دونم چند نفر شبيه من هستند که تو ديگه منو ُ نمي شناسي

عشق فراموش کردن خود در وجوده کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد

آسمان حال عجيبی دارد کوی و بر پر خاک است لحظه ای باد زند آب و آتش

به همند در آغوش منم و پستی خاک؛ منم و تندی باد؛ منم و آب به چشمان

و دلی در آتش

من در این کلبه خوشم تو در آن اوج که هستی خوش باش من به عشق

 تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش

 غزل خوانم مباش اما به شعري ساده شادم كن اگر ديدي مرا بشناس نميگويم كه يادم كن

 

 

  دوست ندارم که بگویم  دوست میدارم تو را     دوست دارم که خودت باور کنی عشق مرا  

 

 

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه هجدهم دی 1386  |
 لیلی و مجنون

ميگن يه روز ليلي و مجنون با هم قرار مي ذارن. ليلي واسه مجنون پيغام
 فرستاد كه انگار خيلي دوست داري منو ببيني؟ اگر نيمه شب بياي بيرون
شهر كنار فلان باغ منم ميام تا ببينمت.
 
 مجنون كه شيفته دیدار ليلي بود چندين ساعت قبل از موعد مقرر
 رفت و در محل قرار نشست ولي مدتي كه گذشت  خوابش برد .
 نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد از كيسه اي كه به همراه
 داشت چند مشت گردو برداشت و ريخت توي جيبهاي مجنون و رفت.

مجنون وقتي چشم باز كرد خورشيد طلوع كرده بود آهي كشيد و گفت:
 اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم و افسرده و پريشون برگشت به شهر .
در راه يكي از دوستانش اونو ديد و پرسيد چرا اينقدر ناراحتي ؟ و وقتي جريان
را شنيد با خوشحالي گفت: اين كه عاليه آخه نشونه اينكه ليلي به دو دليل
 تو رو خيلي دوست داره :

دليل اول اينكه خواب بودي و بيدارت نكرده به طور حتم به خودش گفته
 اون عزيز دل من كه تو خواب نازه چرا بيدارش كنم و دليل دوم اينكه وقتي
 بيدار مي شي گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشته پس برات گردو گذاشته
تا بشكني و بخوري  .
 
مجنون سري تكان داد و گفت نه اون مي خواسته بگه تو عاشق نيستي
اگه عاشق بودي كه خوابت نمي برد. تو رو چه به  عاشقي...
 
تو بهتره بري گردو بازي كني.

 

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه هجدهم دی 1386  |
 مطالب زیبا

 

 

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم میشه تو شهر

 چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمرم اگه همش

 پیش همه بهت میگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چین

م منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم منو ببخش اگه تورو میسپرمت

 دست خدا اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما منو ببخش اگه واسه چشمای

 تو خیلی کمم تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم منو ببخش اگه فقط

 می خوام بشی مال خودم ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

 

           **************************************************

به دلم مونده یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت

بگـی فقــط واسـه من عـزیزی و بـس چشام به نامت

کاشــکی تـو نگـاه آخــر اشـک و تو چشام می دیدی تــو چـی کــردی با دل مـن عشقــم

و لایــق نـدیــدی قلــب تـو انـگار که نشـنـیــد التمــاس اون چشمـــام

و تـو چــی کــردی بــا دل من ؛ ندیــدی غــم صـــدام

 و به دلم موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خـوامت

 بگـی فقــط واسـه من عـزیزی و بـس چشام به نامـت  

photo

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه هجدهم دی 1386  |
 

 

  دیگه جون نداره دستام

  اخرقصه رسیده ...

  عشق تو مثل نفس بود

   واسه این نفس بریده ...

.

 

 

|+| نوشته شده توسط لاله در دوشنبه دهم دی 1386  |
 عشق

 

 

اگر می دانی در این جهان کسی هست

که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند

و صدای قلبت ابرویت را به تاراج می دبرد

مهم نیست که او مال تو باشد

مهم این است که فقط باشد

زندگی کند 

لذت ببرد و

 نفس بکشد...

 

|+| نوشته شده توسط لاله در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386  |
 مرغ مهاجر
 

  من که می ترسیدم از هجرت دوست

  کاش می دانستم ...

  روزگاری که به هم نزدیکیم  ٍ چه بهایی دارد

  کا ش می دانستم ...

  که چرا مرغ مهاجر وقت پرواز

   به خود می لرزد...

|+| نوشته شده توسط لاله در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 love or lust

 

 Am I in Love? How to Know if You're Really in

Love It is a very common question, "How can I tell

 I'm in love?", but it is not an easy question to

answer. What feels like love to one person may

be nothing more than attraction to another. Some

people fall in and out of love quickly and often while

others are never really in love as much as they are

 in lust.

 

This can get confusing when you are a teen

because romantic love is a relatively new

concept for you and you don't know what

 to expect. You are overwhelmed with all sorts

of new feelings and social pressures. They are

 confusing. What is love? What makes you

want a romantic relationship with one person

and not another? How does your heart choose

a partner?

 

f Why does love end? These questions can't be

easily answered. One of the most confusing

 quasi-love feelings is lust. Lust is a very powerful,

 very intense feeling of physical attraction

toward another person. Lust is mainly sexual

in nature - the attraction is superficial

based on instant chemistry rather than

 genuine caring. Usually we lust after people

 we do not know well, people we still feel comfortable fantasizing about.

ferid_man: One of the most confusing

quasi-love feelings is lust. Lust is a very

powerful, very intense feeling of physical

attraction toward another person. Lust is mainly sexual in nature - the attraction is superficial based on

 instant chemistry rather than genuine caring.

 Usually we lust after people we do not

know well, people we still feel comfortable fantasizing about. It is very common for people to confuse lust

 for love. But why?

 What is it about lust and love that make

 them so easy to mix up? If lust is all

about sex, how can a

 relationship without

sex be about lust? Teens struggle with this

because they see lust in the Biblical sense,

 but lust isn't that sinister. Lust is about

physical attraction and acting

 ONLY on physical attraction.

Love is about much more than th

 

www.3jokes.com - Nice Pictures!

 

 

|+| نوشته شده توسط لاله در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 داستان
 

موشي شتري را در صحرا ديد پس بند مهار او را به دهان گرفته و مي کشيد و شتر

 هم به دنبال او مي آمد تا آنکه به سوراخ لانه موش رسيدند، موش مي خواست که

او را به سوراخ داخل کند که شتر به زبان حال مي گفت: يا آنکه خانه بقدر محبوب بساز

 يا محبوبي به اندازه خانه خود پيدا کن. تو اي بنده گناهکار يا نمازي بگذار که لايق معبود

تو باشد يا معبودي پيدا کن که لايق نماز تو باشد

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه سیزدهم آذر 1386  |
 درس های مهم زندگی

 

 

درس اول

 يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه  سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير    چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني، روايت مقدس ۱۲۹ رو   به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه ب از ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بي خيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب مقدس روايت ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: ?به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي?!

نتيجه اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!

درس دوم

يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!

نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي!

درس سوم

يه روز مسوول فروش، منشي دفتر، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: ?اول من، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم?... پوووف! منشي ناپديد ميشه...

بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: ?حالا من، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم?... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: ?من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن

?!

نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه

!

درس چهارم

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر، زن پيتر حوله رو ميندازه و ۱۰۰۰ دلار رو مي گيره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود نگفت؟

!

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد


زمستان

|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 سخنان بزرگان
 
3

  • " مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است  "  . ونيسنت لمباردي



  • " عده ای بزرگ زاده میشوند، عده ای بزرگی را بدست می آورند و عده ای بزرگی را بدون آنکه بخواهند با خود دارند  "  . شکسپیر



    " ممکن است شما از شکست خوردن نا امید و مأیوس شوید ولی اگر امتحان نکنید فنا خواهید شد  "  . علی شریعتی



    " اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري  "  . علی شریعتی



    " عشق ، عشق مي آفريند . عشق ، زندگي مي بخشد . زندگي ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره مي آفريند . دلشوره ، جرات مي بخشد . جرات ، اعتماد مي آورد . اعتماد ، اميد مي آفريند . اميد ، زندگي مي بخشد . زندگي ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق مي آفريند  "  . مارکوس بيکل



    " همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی   "  . ارد بزرگ



    " اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم ، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شوبم   "  . شوپنهاور



    " زندگي از سه جزء تشكيل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بيائيد تا از گذشته براي حال استفاده كنيم و در حال چنان زندگي كنيم كه زندگي آينده بهتر باشد. شكل دادن به زندگي وظيفه خودمان است . به صورتي كه آنرا بسازيم ، اين بازسازي مايه زيبايي و يا مايه شرمساري ما مي شود  "  . وير  



    " برای رسیدن به کامیابی نباید از شکست های پیشین خیلی ساده بگذرید ، شناخت موشکافانه آنها ، پیشرفت شما را در پی خواهد داشت   "  . ارد بزرگ



    " اگر  کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت  که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست   "  .  بزرگمهر



    " انديشه هاي ما ، آري و نه گفتن هاي ما ، و اگر و اما گفتن هاي ما ، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد می كنند كه ميوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خويشاوندند ، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك ، و يك خورشيد نشان دارند    "  . فردریش نیچه



    " غير ممكن ها را انجام دادن نوعي لذت است   "  .  والت ديسني



    " به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود   "  . جبران خلیل جبران



    " هنرها تنها تقلید محض واقعیت خارجی نیستند و اگر برخی آثار هنری چنین بودند در حقیقت در برابر رسالت عالی خود کاذب می نمودند  "  .  شوپنهاور



    " انسان برتر از ابرانسان بسيار دور  است    "  . فردریش نیچه



    " پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند  "  . ارد بزرگ


|+| نوشته شده توسط لاله در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 
 
بالا